ارسالکننده : امید در : 5/12/89 11:21 صبح
چند روز پیش یک ایمیل برام اومد با عنوان به آیندتون ایمیل بزنید. معرفی یک سایت بود، یک سایت که از طریق اون یک ایمیل به آینده خودت میزنی. خیلی دوس داشتم منم ایمیل بزنم اما اصلاً نمیدونستم چی باید بنویسم. چند روزه دارم بهش فکر میکنم. تو سایت چندتا از ایمیل ها رو هم خوندم که مثلاً سال 2005 طرف زده بود و سال 2007 گفته بود که بهش برسه. وقتی میخوندمشون بغض کردم آخه خیلی جالب نوشته بودند. مثلاً یکی برای سال 2015 تولد 30 سالگی خودش رو تبریک گفته بود و نوشته بود که هنوز الافی؟ چی کار میکنی؟ و... شما هم یک نگاهی بهش بندازید. یا حتی یک ایمیل به آینده عزیزتون بزنید. اگر هم زبان انگلیسیتون خوبه، یک نگاهی به ایمیل های بقیه بندازید که اغلب با این زبان نوشته شده اند. حتماً براتون جالب خواهد بود.
اینم سایت: http://futureme.org
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : امید در : 28/11/89 4:52 عصر
تا حالا تا صفحه 10 جستجوس گوگل دونه دونه لینک ها خوندیدو باز کنید؟ من امروز برای دانلود یک آهنگ کمیاب که مثل حسین تهی تو هر سایتی نیست کردم. تنها صفحه ای که باز میشد صفحه پیوندها یا همون فیلتر بود. آخر بیخیالش شدم!
این اولترا هم که نمیشه باهاش چیزی دانلود کرد! وی پی ان هم پیدا کردم کانکت نشد! همش فیلتر! اعصابم داغون شد!
من نه یارانه می خوام... نه اغتشاش میکنم. فقط یه اینترنت بدون محدودیت میخوام با سرعت بالا! نه adsl 256!
پ ن: تا حالا اینترنت با سرعت 13 مگ به گوشتون خورده؟ بدون محدودیت دانلود. ماهی 200 تومن! مفت!
پ ن: خدایا! مردیم از خوشی!
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : امید در : 26/11/89 12:15 عصر
کاشکی همیشه خودمون باشیم. هر چیزی که از اون ور میاد با کلاس و قابل استفاده نیست. ولنتاین!
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : امید در : 24/11/89 7:8 عصر
سلام ( این اولین باره دارم در پستم سلام! میکنم!)
گفتم می خوام یه وبلاگ جدید درست کنم. داشتم کارای اون رو انجام میدادم! نبودم! www.omidsh.ir رفت رو اون وبلاگ!( خودمم نمیدونم چی نوشتم توش!!) این وبلاگ omiddiary.parsiblog.com هم موند واسه حرفای دلم!
آقا جاتون خالی انتخاب واحد کردیم چه انتخاب واحدی! شنبه، یکشنبه، دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه، پنجشنبه، شیششنبه، جمعه...
امروز داشتم فکر می کردم که کلاً دو تا آرو دارم. یکی اینکه برم کنسرت شکیرا یکی اینکه برم کنسرت ابی!
لطفاً دوستانی که من رو لینک کردند با این آدرس: www.omidsh.ir. آدرس رو به این: omiddiary.parsiblog.com تغییر بدن.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : امید در : 5/11/89 9:3 عصر
گلدن گلاب آمد و رفت صدایمان در نیامد. ولی برای اسکار دیگه صدام در میاد. همه چیز سیاست قاطیش نباید بشود، قاطی هر چیزی شد دیگه قاطی هنر نکنیدش تو رو خدا. فیلم شبکه اجتماعی در مورد مؤسس فیس بوک، مارک زوکربرگ. فیلم غوی سیاه یا سفید نمیدونم چون اسم فیلمها رو حوصله ندارم حفظ کنم که دیشب دیدمش و ناتالی پورتمن بازی کرده و نامزد شده. گلدن گلاب رو که اینا درو کردن و حالا نوبت به اسکار رسید. نمیدونم فیلم ابنسپشن (آغاز یا سرآغاز) رو دیدید. این فیلم بین این فیلمهای سکسی و مثلاً خندهدار و بیمحتوای امسال واقعاً آدم رو سرحال میآورد و بعدش آدم میتونست سرش بالا بگیره و بگه: من دیشب یک فیلم واقعی دیدم. فکر کنم توضیحم به اندازه بود برای کسانی که این فیلم رو ندیدند و همین فردا تهیهاش کنند.
علت کنار گذاشته شدن اینسپشن:
چون این فیلم کلیشههای هالی وود رو رعایت نکرده بود کنار گذاشته شد. کلیشههایی مثل صحنه داشتن، رویای آمریکایی و...

کلمات کلیدی :
فیلم آغاز،
فیلم سرآغاز،
اینسپشن،
نامزد اسکار،
گلدن گلاب،
جوایز گلدن گلاب،
جوایز اسکار
ارسالکننده : امید در : 2/11/89 2:53 عصر
علت غیبت و کشیدن درد فراق:
آقا ما تو پست قبلی ادای یا عدای (ما آخر این نگارش پارسی رو یاد نگرفتیم!) بچه خرخوان ها رو درآوردیم! نبودم چون دوست داشتم که یکم نباشم و بعد اینکه دیگه در این وبلاگ نمیخواستم پست بذارم چون بعد از امتحانات میخوام یه وبلاگ جدید پایهگذاری کنم (آدرس همین www.omidsh.ir میماند). حالا فاخته کامنت گذاشت که غیبتت طولانی شده، میخواستم بگم که متأسفانه هنوز نمردم و از این هوای آلوده تهران استفاده میکنم و با نان غیر یارانهای زندهام!
درد کوفتی گرفتیم:
چند روز پیش در حال خوردن غذا بودم که طرز وحشتناکی زبانم رو گاز گرفتم و داخلش خون مرده شد. فرداش در همانجا نمیدونم یک آبسه یا جوش یا هر کوفت دیگری سبز شد و تا به امروز امان ما را بریده.
پیدا کردن علت:
به دنبال علت بودیم که یک دفعه پدرم گفت: برای اینه که از بس چرت و پرت صحبت میکنی. منم گفتم راست میگه، پس رو به خدا کردم و گفتم خدایا من گه خوردم (البته حمل بر بی ادبی بنده نشه)، این خوب شه دیگه خوب صحبت میکنم و به پدر مادرمم احترام میذارم! حالا بعد از دو روز التماس هنوز بهتر نشده!
آخر کوفت از پا درت میآورد:
امروز داشتم فکر میکردم که این انسان که انقدر پرو بازی و لات بازی در میآورد، با یک کوفت لعنتی رو زبانش نه میتواند صحیت کند (مثل لالها صحبت میکنم) و نه میتواند چیزی بخورد و از گشنگی میمیرد! (قابل توجه بعضیا که فکر میکنن خیلی گندهان) البته نگران نباشید دوستان چون کمی سوپ جو، کیک، شیر و آب پرتقال رو درسته قورت دادهام که البته بربری 300 تومانی که سر سفره بود رو نتوانستم ببلعم.
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : امید در : 6/10/89 2:22 عصر
من رفتم درس بخونم. شاید چند روز نباشم.
پ ن: ای کاش ما هیچوقت به او عروس نرفته بودیم بینندگان عزیز
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : امید در : 3/10/89 3:41 عصر
بعضیاشون جواب سلام هم نمیدن، بعضیاشون اول اونا سلام میکنند، بعضی دیگشون همش در حال اخم کردن هستند، بعضی همش در حال غر، بعضی دیگه خیلی باحالند. منظورم انسانهایی که با وسیلهای به نام تاکسی مردم رو به مقصد میرسونند. در مجله سرنخ خوندم که یکیشون با شکلات از مسافرها استقبال میکنه و به تاکسی شکلاتی معروف شده. خیلیهاشون تحصیل کردهاند. فقط کاشکی همشون خندون و باحال بودند و یکم به ماشینشون میرسیدند. نه مثل اون ونی که برای رفتن به دانشگاه سوار شدم و یک میله که از صندلیاش سبز شده بود، مانتو دختر بیچاره رو پاره کرد!

کلمات کلیدی :
اخم کردن،
راننده تاکسی،
تاکسی خراب،
تاکسی،
سلام راننده
ارسالکننده : امید در : 2/10/89 2:43 عصر
چه خوب و جالبه میشه اگر بری نزدیک یه جفت بشینی و خودت رو جای اونها بذاری. تو خندههاشون شریک بشی از همون دور دورا با همون فاصلهای که ازشون داری. تو خوبیاشون، تو مهربونیهاشون شریک بشی. اینجوری نه دعواهاشون بهت میرسه، نه قهرهاشون و نه بیمعرفتی هاشون. فقط ظاهر خوبشون رو میبینی و رفتار خوبشون. فقط تو خوبیاشون شراکت میکنی و اینجوری دیگه تنها نیستی. میتونی هم جای دختره خودت بذاری و هم جای پسره. هر کدوم رو که بیشتر دوست داری میتونی حس کنی. من از این به بعد میخوام اینجوری باشم.
پ ن: وبسایت درسنامه دورههای پرمحتوایی رو برگزار کرده که بینشون دورهای به نام وبلاگ نویسی هم هست. دوره پرمحتوای هست. دوست دارم وبلاگها و وبلاگنویس هامون بیشتر از این ارتقاء پیدا کنند. من خودم دارم درس سومش رو میگذرونم. دورهها رایگان هست و به ایمیلتون ارسال میشه. لطفاً همتون در این دوره شرکت کنید و یه بازدیدی از این سایت بکنید.
کلمات کلیدی :
تنهایی،
مشترک در خوبی ها،
شراکت در مهربانی ها،
جفت،
دختر و پسر